السيد محمد حسين الطهراني

258

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

توانى نمىتواند آن را سست بنمايد . قرآن منبع علم است . نه أخبارى را كه مىدهد ، تكذيب مىشود ؛ و نه حكم و قضائى را كه مىآورد ، مورد ايراد و تخطئه قرار مىگيرد . ) « 1 » قرآن از مادّهء قرء يقرأ قراءة و قرأنا ، يعنى جمع كردن و ضمّ نمودن بعض از چيزى است با بعضى ديگر . و چون در وقت خواندن ، إنسان حروفات مختلفه را جمع مىكند و با ضمّ بعضى به بعضى ديگر ، كلمه پيدا مىشود . و سپس كلام و عبارت پديد مىآيد ، لهذا به سخن گفتن و خواندن قرائت گويند . قرآن مصدر از اين باب است ؛ و علم نهاده‌اند براى كتاب آسمانى مسلمانان كه بر پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم نازل شده است . و بدين جهت قرآن ناميده شده است كه : عقائد حقّهء واقعيّه و أحكام و مواعظ و قصص در آن جمع شده است . بعضى از علماء رضوان الله عليهم گفته‌اند : علّت تسميهء قرآن به قرآن ، آنست كه : در ميان جميع كتب آسمانى ، قرآن است كه در آن ثمرهء تمام آن كتب ، بلكه ثمرهء جميع علوم حقّه در آن جمع است ؛ و تفصيل هر چيزى را مىتوان در آن مشاهده نمود ؛ همچنان‌كه مىفرمايد : لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ . « 2 » ( هرآينه تحقيقا در بيان قصّه‌ها و داستانهاى پيامبران و امّت‌هايشان ( همچون يعقوب و يوسف و برادرانش كه اين سوره از آن بحث دارد ) عبرتى است براى انديشمندان و متفكران . اين آيات قرآن ، گفتارى ساختگى نيست كه من درآوردى باشد ؛ و از روى افتراء به خدا نسبت داده شود . بلكه قرآن تصديق

--> ( 1 ) الميزان فى تفسير القرآن ، ص 272 . ( 2 ) آيهء 111 ، از سورهء 12 : يوسف .